enliven
C1اسم/US /ɛnlˈaɪvən/ ĕnl-ĪV-ən; UK /ɛnlˈaɪvən/ ĕnl-ĪV-ən/
روح دادن، حیات بخشیدن، روح دادن حیات بخشیدن
JadoLearn Dictionary
معنی enliven به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
روح دادن، حیات بخشیدن، روح دادن حیات بخشیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رماندن
الهام کردن، دم فرو بردن، الهام بخشیدن
فریادوهلهله آفرین، دلخوشی دادن، هلهله کردن
تشجیع کردن، تشویق وترغیب کردن، دلگرم کردن
آسایش دادن، نعمت، مایه تسلی
شادمان کردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.