کسی را بهزور به بردگی واداشتن و آزادی او را سلب کردن.
مثالهای طبیعی
Traders enslaved thousands of people during that period.
در آن دوره، تاجران هزاران نفر را به بردگی کشیدند.
Many families were enslaved and separated.
خانوادههای بسیاری به بردگی کشیده شدند و از هم جدا افتادند.
The village resisted attempts to enslave its residents.
روستاییان در برابر تلاشها برای به بردگی کشیدن ساکنانشان مقاومت کردند.
نکتهٔ کاربردی
این واژه اصطلاحی جدی برای سلب آزادی است و مترادف عمومی employ یا overwork نیست.
