به بردگی کشاندن افراد یا وضعیتی که در آن اشخاص بدون آزادی و اختیار بر کار خود به بردگی واداشته میشوند.
مثالهای طبیعی
Thousands faced enslavement after the invasion.
پس از تهاجم، هزاران نفر در معرض بهبردگیکشیدهشدن قرار گرفتند.
The investigation documented enslavement of migrant workers.
تحقیقات، بهبردگیکشیدن کارگران مهاجر را مستند کرد.
Testimonies revealed the lasting trauma caused by enslavement.
شهادتها آسیب روانی ماندگار ناشی از بردگی را آشکار کردند.
نکتهٔ کاربردی
enslavement نقضی جدی علیه آزادی انسان است؛ نباید آن را بهشکلی سرسری دربارهٔ وظایف معمول یا شغل ناخوشایند به کار برد.
