معنی ۱formal · 90%
پس از یک رویداد، اغلب در نتیجهٔ مستقیم آن، رخ دادن
مثالهای طبیعی
Violence ensued after the negotiations collapsed.
پس از شکست مذاکرات، خشونت در پی آمد.
A heated debate ensued over the proposed merger.
بر سر ادغام پیشنهادی، بحثی داغ درگرفت.
Confusion ensued when both systems went offline.
وقتی هر دو سامانه از دسترس خارج شدند، سردرگمی پیش آمد.
نکتهٔ کاربردی
`Ensue` بر چیزی که پس از یک رویداد رخ میدهد تأکید دارد و از `happen` یا `follow` رسمیتر است.
