مطمئن شدن از رخ دادن چیزی یا برقرار بودن وضعیتی خاص
مثالهای طبیعی
Please ensure that every guest receives a badge.
لطفاً مطمئن شوید همهٔ مهمانان کارت شناسایی میگیرند.
The checks ensure safe storage of the meals.
بازرسیها نگهداری ایمن غذاها را تضمین میکنند.
Testing helped ensure the update worked properly.
آزمایش کمک کرد مطمئن شویم بهروزرسانی درست کار میکند.
نکتهٔ کاربردی
از ensure that + clause یا ensure + noun استفاده کنید. insure معمولاً بیمه کردن در برابر خسارت است و assure معمولاً به دلگرم کردن شخص اشاره دارد.
