entangle
C2اسم/US /ɛntˈæŋɡəl/ ĕnt-ĂNGG-əl; UK /ɛntˈæŋɡəl/ ĕnt-ĂNGG-əl/
درهم گیر افتادن، گیر انداختن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
entangle یعنی درهم گیر افتادن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
درهم گیر افتادن، گیر انداختن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.