معنی ۱neutral · 95%
وارد یک مکان شدن.
مثالهای طبیعی
Please enter the room quietly.
لطفاً بیسروصدا وارد اتاق شوید.
Visitors enter through this door.
بازدیدکنندگان از این در وارد میشوند.
The actor entered the stage.
بازیگر وارد صحنه شد.
نکتهٔ کاربردی
enter کمی رسمیتر است. برای حرکت معمولی به داخل اتاق نگو enter into a room.
ترکیبهای رایج
— وارد یک اتاق شدن

