معنی ۱neutral · 89%
توجه افراد را جلب کردن و برای آنها اوقات خوشی فراهم کردن
مثالهای طبیعی
A musician entertained the guests after dinner.
یک نوازنده پس از شام مهمانان را سرگرم کرد.
The game entertained the children for hours.
این بازی ساعتها کودکان را سرگرم کرد.
The show aims to entertain the whole family.
هدف این نمایش سرگرم کردن تمام اعضای خانواده است.
نکتهٔ کاربردی
`Entertain` معمولاً افرادی را که سرگرم میشوند، بهعنوان مفعول میگیرد.

