معنی ۱neutral · 88%
احساس شدید علاقه و هیجان نسبت به چیزی
مثالهای طبیعی
Her enthusiasm for science makes lessons exciting.
اشتیاق او به علوم، کلاسها را هیجانانگیز میکند.
The crowd cheered with real enthusiasm.
جمعیت با شور و اشتیاق واقعی تشویق کردند.
He showed little enthusiasm about the trip.
او چندان اشتیاقی به سفر نشان نداد.
نکتهٔ کاربردی
Enthusiasm اسم است و صفت متناظر آن enthusiastic است.
ترکیبهای رایج
— علاقهٔ فراوان خود را آشکارا نشان دادن
