معنی ۱neutral · 88%
بهطور کامل، بدون باقیماندن هیچ بخش یا استثنایی
مثالهای طبیعی
She was entirely alone on the platform.
او روی سکو کاملاً تنها بود.
I don't entirely understand your question.
سؤالت را کاملاً متوجه نمیشوم.
The decision was entirely his.
تصمیم کاملاً با خودش بود.
نکتهٔ کاربردی
Not entirely اغلب شدت جملهٔ منفی را کمتر میکند؛ not entirely sure یعنی هنوز تا حدی تردید داشتن.
ترکیبهای رایج
— کاملاً متفاوت
