معنی ۱formal · 90%
چیزی که بهعنوان یک واحد جدا و متمایز وجود دارد، بهویژه یک سازمان یا نهاد حقوقی
مثالهای طبیعی
The subsidiary remains a separate legal entity.
شرکت فرعی همچنان یک نهاد حقوقی جداگانه است.
Each department is treated as an independent entity.
هر بخش بهعنوان نهادی مستقل در نظر گرفته میشود.
Foreign entities must disclose their controlling interests.
نهادهای خارجی باید منافع کنترلی خود را افشا کنند.
نکتهٔ کاربردی
`Entity` از `thing` یا `organization` رسمیتر و انتزاعیتر است و بر وجود یا هویت جداگانه تأکید دارد.
