دانشمندی که دربارهٔ حشرات پژوهش میکند.
مثالهای طبیعی
An entomologist identified the beetles attacking the crops.
یک حشرهشناس سوسکهایی را که به محصولات کشاورزی آسیب میزدند شناسایی کرد.
Several entomologists catalogued the butterflies on display.
چند حشرهشناس پروانههای بهنمایشدرآمده را فهرستبندی کردند.
As an entomologist, she studies how bees communicate.
او بهعنوان حشرهشناس دربارهٔ چگونگی ارتباط زنبورها با یکدیگر پژوهش میکند.
نکتهٔ کاربردی
عنکبوتها از عنکبوتیاناند، نه حشرات؛ مطالعهٔ عنکبوت با تخصصِ حشرهشناسی یکسان نیست.
