معنی ۱neutral · 85%
گروهی از همراهان که با شخصی مهم یا مشهور سفر میکنند یا در جمع ظاهر میشوند.
مثالهای طبیعی
The singer arrived with an entourage of assistants.
خواننده همراه با گروهی از دستیارانش وارد شد.
The minister’s entourage stayed at a nearby hotel.
گروه همراهان وزیر در هتلی نزدیک اقامت کردند.
Security officers guided two entourages through separate entrances.
مأموران امنیتی دو گروه از همراهان را از ورودیهای جداگانه عبور دادند.
نکتهٔ کاربردی
entourage برای همراهان یک فرد شناختهشده به کار میرود؛ audience به کسانی گفته میشود که برای تماشای او گرد میآیند.
