entrap
C1اسم/US /ɪntrˈæp/ ĭntr-ĂP; UK /ɪntrˈæp/ ĭntr-ĂP/
دام انداختن، تله نداختن، دام افکندن
JadoLearn Dictionary
معنی entrap به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دام انداختن، تله نداختن، دام افکندن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
درهم برهم کردن، درهم گیر انداختن، درهم پیچیدن
وسیله تطمیع
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.