معنی ۱neutral · 90%
مربوط به محیط طبیعی و اثر فعالیتهای انسانی بر آن
مثالهای طبیعی
The report discusses major environmental problems.
این گزارش به مشکلات عمدهٔ زیستمحیطی میپردازد.
The factory reduced its environmental impact.
کارخانه اثر خود بر محیطزیست را کاهش داد.
Students learn about environmental issues at school.
دانشآموزان در مدرسه دربارهٔ مسائل زیستمحیطی یاد میگیرند.
نکتهٔ کاربردی
`Environmental` اغلب پیش از اسمهایی مانند `problem`، `issue`، `impact`، `protection` و `policy` میآید.

