معنی ۱formal · 86%
موقعیتی احتمالی در آینده را در ذهن مجسم کردن و دربارهٔ شکل آن اندیشیدن.
مثالهای طبیعی
Planners envisage a quieter city center.
برنامهریزان مرکز شهری آرامتر را در نظر دارند.
Can you envisage working abroad next year?
آیا میتوانی تصور کنی که سال آینده خارج از کشور کار کنی؟
We envisage the building as a public library.
ما این ساختمان را بهصورت یک کتابخانهٔ عمومی تصور میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
Envisage معمولاً از imagine رسمیتر است و بیشتر دربارهٔ برنامهها و موقعیتهای آینده به کار میرود.
