کسی که با شناخت و ذوقِ پرورشیافته از خوراک و نوشیدنیِ مرغوب لذت میبرد.
مثالهای طبیعی
The epicure noticed the subtle bitterness of the sauce.
خوراکشناسِ خوشذوق، تلخیِ ظریفِ سس را تشخیص داد.
Even an epicure admired the vendor’s plain, perfectly ripe peaches.
حتی یک غذاشناسِ سختپسند هم هلوهای ساده اما کاملاً رسیدهٔ فروشنده را تحسین کرد.
Local epicures gathered for the annual tasting.
خوراکشناسانِ محلی برای مراسمِ سالانهٔ چشیدنِ غذاها دورِ هم جمع شدند.
نکتهٔ کاربردی
Epicure از ذائقهٔ تربیتشده و لذتبردنِ آگاهانه حکایت دارد؛ کسی که زیاد غذا میخورد الزاماً epicure نیست.
