کسی یا چیزی که از غذاها، نوشیدنیها و تجربههای ظریف و تجملی لذت خاصی میبرد.
مثالهای طبیعی
The chef prepared an epicurean feast for curious guests.
سرآشپز برای مهمانان کنجکاو ضیافتی باب ذائقهٔ خوشخوراکان تدارک دید.
For epicurean travellers, the market is a delight.
این بازار برای گردشگرانِ علاقهمند به لذتهای خوراکی، بسیار دلپذیر است.
Her tastes are distinctly epicurean.
سلیقهٔ او آشکارا لذتجویانه و تجملپسندانه است.
نکتهٔ کاربردی
این صفت اغلب از لذت بردنِ ظریف و آگاهانه از غذا حکایت میکند و لزوماً به معنی افراطِ بیمهار نیست.
