معنی ۱neutral · 90%
شیوع گستردهٔ یک بیماری عفونی در یک جامعه یا منطقه در زمانی مشخص
مثالهای طبیعی
The region experienced a severe cholera epidemic.
منطقه با همهگیری شدید وبا روبهرو شد.
An epidemic of measles closed several schools.
همهگیری سرخک باعث تعطیلی چند مدرسه شد.
Previous epidemics exposed weaknesses in local surveillance systems.
همهگیریهای قبلی ضعفهای سامانههای پایش محلی را آشکار کردند.
نکتهٔ کاربردی
`Epidemic` از نظر جغرافیایی یا اجتماعی متمرکزتر است؛ `pandemic` به گسترش بسیار وسیعتر و بینالمللی اشاره دارد.
