معنی ۱neutral · 85%
مربوط به صرع، بهویژه تشنجهای مرتبط با این بیماری.
مثالهای طبیعی
The neurologist recorded an epileptic seizure in the report.
متخصص مغز و اعصاب وقوع یک تشنج صرعی را در گزارش ثبت کرد.
Doctors determined that the episodes were epileptic.
پزشکان تشخیص دادند که آن حملههای تکراری از نوع صرعی بودهاند.
Not every seizure is an epileptic event.
هر تشنجی لزوماً رویدادی صرعی نیست.
نکتهٔ کاربردی
برای توصیف تشنج مربوط به صرع، epileptic seizure به کار میرود؛ خودِ اختلال epilepsy نام دارد.
