شخص یا چیزی که نامش را برای نامگذاریِ فرد، مکان، اختراع، بیماری یا مورد دیگری به کار بردهاند.
مثالهای طبیعی
The researcher became the eponym of a medical syndrome.
نامِ پژوهشگر را بر یک سندرم پزشکی گذاشتند.
The park’s eponym was a respected town doctor.
پارک به نام پزشکی محترم از اهالی شهر نامگذاری شده بود.
Can you identify the eponym behind this character’s surname?
میتوانی نامبخشِ نام خانوادگیِ این شخصیت را شناسایی کنی؟
نکتهٔ کاربردی
eponym در بعضی کاربردها به خودِ نامِ حاصل نیز گفته میشود؛ در این معنی، منظور سرچشمهٔ آن نام است.
