حالتی متوازن که در آن نیروها یا تأثیرهای مخالف، وضعیت را پایدار نگه میدارند.
مثالهای طبیعی
The weights remained in equilibrium on the scale.
وزنهها روی ترازو در حالت تعادل باقی ماندند.
The athlete lost equilibrium during the turn.
ورزشکار هنگام چرخش تعادلش را از دست داد.
The mixture reached equilibrium after several minutes.
مخلوط پس از چند دقیقه به حالت تعادل رسید.
نکتهٔ کاربردی
برای وضعیت متعادل از in equilibrium استفاده کنید؛ تعادل لزوماً به معنی سکون کامل نیست.
