معنی ۱neutral · 95%
ابزارها، ماشینها یا وسایل دیگری که برای فعالیتی مشخص لازم هستند
مثالهای طبیعی
The club provides all the sports equipment.
باشگاه همهٔ تجهیزات ورزشی را فراهم میکند.
We need some new equipment for the office.
برای دفتر به تجهیزات جدیدی نیاز داریم.
This machine is an expensive piece of equipment.
این دستگاه یک وسیلهٔ گرانقیمت است.
نکتهٔ کاربردی
equipment غیرقابلشمارش است؛ در انگلیسی معمول از equipments استفاده نکن.

