معنی ۱formal · 89%
حالتی از تعادل میان نیروها، منافع یا تأثیرات مخالف.
مثالهای طبیعی
The alliance remained in delicate equipoise.
این اتحاد همچنان در تعادلی شکننده باقی ماند.
The sculpture achieves equipoise between movement and stillness.
این مجسمه میان حرکت و سکون تعادل برقرار میکند.
Neither side could disturb the existing equipoise.
هیچیک از طرفین نتوانست تعادل موجود را بر هم بزند.
نکتهٔ کاربردی
equipoise معمولاً برای تعادلی ظریف یا مهم به کار میرود و اسم شمارشپذیری به معنای ترازو نیست.
