معنی ۱neutral · 90%
شخص یا چیزی که ارزش، کارکرد یا معنیِ برابر با چیز دیگری دارد
مثالهای طبیعی
The fee is the equivalent of fifty euros.
این هزینه معادل پنجاه یورو است.
This software has no exact equivalent on older systems.
این نرمافزار در سیستمهای قدیمی هیچ معادل دقیقی ندارد.
Some expressions have no direct equivalents in English.
بعضی عبارتها در انگلیسی معادل مستقیم ندارند.
نکتهٔ کاربردی
`Equivalent` در نقش اسم اغلب با `of` میآید تا چیزی را که با آن برابری دارد مشخص کند.

