چنان مبهم یا چندپهلو که بتوان آن را به چند شکل تفسیر کرد و منظور یا موضعِ گوینده روشن نباشد.
مثالهای طبیعی
Her equivocal answer unsettled supporters on both sides.
پاسخِ دوپهلوی او طرفدارانِ هر دو جناح را نگران کرد.
The ambassador remained equivocal about future sanctions.
سفیر دربارهٔ تحریمهای آینده همچنان موضعی غیرصریح داشت.
Even the chair’s apparent endorsement was equivocal.
حتی حمایتِ ظاهریِ رئیسِ جلسه هم دوپهلو بود.
نکتهٔ کاربردی
Equivocal به ابهام یا طفرهرفتن از اعلامِ موضع اشاره دارد، نه لزوماً دروغگفتن.
