معنی ۱neutral · 86%
حذف نوشتهها یا دادههای ذخیرهشده بهگونهای که دیگر باقی نمانند.
مثالهای طبیعی
Please erase the wrong answer from the board.
لطفاً پاسخ اشتباه را از روی تخته پاک کن.
I accidentally erased all my old photos.
من تصادفی تمام عکسهای قدیمیام را پاک کردم.
She erased the pencil lines before painting.
او پیش از نقاشی خطوط مدادی را پاک کرد.
نکتهٔ کاربردی
ساختار طبیعی erase + object + from + surface است.
ترکیبهای رایج
— پاککردن اشتباه
