عمل یا فرایند پاککردن نوشتهها، تصاویر یا اطلاعات ذخیرهشده.
مثالهای طبیعی
The erasure of customer records followed the retention policy.
اطلاعات مشتریان طبق سیاست نگهداری دادهها حذف شد.
Several erasures made the answer sheet difficult to scan.
چند پاکشدگی روی پاسخبرگ، اسکن آن را دشوار کرده بود.
The technician confirmed complete erasure of the old files.
تکنسین تأیید کرد فایلهای قدیمی بهطور کامل پاک شدهاند.
نکتهٔ کاربردی
erasure هم برای پاککردن دادهها و هم برای زدودن اثر مداد از روی کاغذ به کار میرود؛ an erasure یک مورد مشخص پاکشدگی است.
