معنی ۱formal · 88%
یک سازه را ساختن یا بهصورت عمودی در جای مشخصی برپا کردن
مثالهای طبیعی
Workers erected temporary barriers around the site.
کارگران موانع موقتی در اطراف محل برپا کردند.
The council erected a monument in the square.
شورا در میدان یک بنای یادبود برپا کرد.
Technicians are erecting a stage beside the museum.
تکنسینها کنار موزه در حال برپا کردن یک صحنه هستند.
نکتهٔ کاربردی
`Erect` از `put up` رسمیتر است و بهویژه با سازهها، موانع، بناهای یادبود و داربست رایج است.
