باعث ساییدگی و فرسایش تدریجی یک سطح، بهویژه خاک یا سنگ، شدن.
مثالهای طبیعی
Erosive waves weakened the old seawall.
امواج فرساینده دیوارهٔ قدیمی ساحلی را سست کردند.
The rainfall became more erosive as the storm intensified.
هرچه طوفان شدیدتر شد، توان فرسایشی باران هم بیشتر شد.
Engineers measured the erosive force of fast currents.
مهندسان نیروی فرسایندهٔ جریانهای تند آب را اندازه گرفتند.
نکتهٔ کاربردی
erosive در معنای فیزیکی، فرسایش تدریجی سطح بر اثر آب، باد یا عوامل مشابه را توصیف میکند.
