معنی ۱neutral · 86%
مربوط به میل جنسی یا با هدف برانگیختن آن.
مثالهای طبیعی
The novel explores erotic attraction without explicit scenes.
این رمان بدون صحنههای صریح، کشش شهوانی را بررسی میکند.
Reviewers found the film more erotic than romantic.
منتقدان فیلم را بیشتر شهوانی دانستند تا عاشقانه.
Some visitors considered the paintings erotic.
بعضی بازدیدکنندگان نقاشیها را شهوانی میدانستند.
نکتهٔ کاربردی
romantic بر احساس عشق تأکید دارد، اما erotic بر میل جنسی؛ ممکن است همپوشانی داشته باشند، ولی مترادف نیستند.
