معنی ۱formal · 90%
نشاندهندهٔ دانش گسترده و عمیقی که از مطالعه و خواندن جدی به دست آمده است.
مثالهای طبیعی
The erudite historian connected events across several centuries.
تاریخدانِ فرهیخته رویدادهای چند قرن را به هم پیوند داد.
Her essays are erudite without becoming inaccessible.
مقالههای او پُرمعلومات و عالمانهاند، بیآنکه فهمشان دشوار شود.
The moderator gave a more erudite explanation.
مجری جلسه توضیحی عالمانهتر ارائه داد.
نکتهٔ کاربردی
erudite معمولاً ستایشی برای دانش فراگرفتهشده از راه پژوهش است؛ صرفاً به معنی باهوش یا تیزفکر نیست.
