معنی ۱formal · 90%
دانش گسترده دربارهٔ موضوعات علمی یا فکری که از مطالعه به دست آمده است.
مثالهای طبیعی
The book combines erudition with lively storytelling.
این کتاب فضل و دانش را با داستانگویی پرکشش درآمیخته است.
Her erudition impressed colleagues from several disciplines.
دانش عمیق او همکارانی از چند رشتهٔ مختلف را تحت تأثیر قرار داد.
He displayed remarkable erudition during the lecture.
او هنگام سخنرانی دانش چشمگیری از خود نشان داد.
نکتهٔ کاربردی
erudition معمولاً غیرقابلشمارش است؛ برخلاف fact که به یک دانستهٔ مشخص اشاره میکند.
