معنی ۱neutral · 86%
پلکانی با پلههای متحرک که افراد را بین طبقات بالا و پایین میبرد.
مثالهای طبیعی
Take the escalator to the second floor.
برای رفتن به طبقهٔ دوم سوار پلهبرقی شو.
The escalator was broken, so we walked upstairs.
پلهبرقی خراب بود، پس پیاده از پلهها بالا رفتیم.
Hold the handrail on the escalator.
روی پلهبرقی دستگیره را بگیر.
نکتهٔ کاربردی
پلهبرقی پلههای متحرک دارد؛ آسانسور اتاقک جابهجاشونده میان طبقات است.
ترکیبهای رایج
— سوار پلهبرقی شدن
