معنی ۱neutral · 85%
ماجرایی هیجانانگیز یا غیرمعمول که اغلب با شیطنت یا رفتار نسنجیده همراه است.
مثالهای طبیعی
The campers laughed about their midnight escapade.
اردونشینان به ماجرای نیمهشبشان میخندیدند.
Her overseas escapades soon became family legends.
ماجراهای پرهیجان او در خارج از کشور خیلی زود به افسانههای خانوادگی تبدیل شد.
One foolish escapade landed him in serious trouble.
یک شیطنت احمقانه او را به دردسر بزرگی انداخت.
نکتهٔ کاربردی
escapade معمولاً بار شیطنت، ماجراجویی غیرمتعارف یا بیاحتیاطی دارد و از adventure خنثیتر نیست.
