معنی ۱neutral · 89%
عمل گریختن از یک مکان یا موقعیت خطرناک
مثالهای طبیعی
The police investigated the prisoner's escape.
پلیس دربارهٔ فرار زندانی تحقیق کرد.
Their escape from the building was difficult.
فرار آنها از ساختمان دشوار بود.
The film begins with a dramatic escape.
فیلم با فراری پرماجرا آغاز میشود.
نکتهٔ کاربردی
برای بیان مکان یا خطری که کسی از آن میگریزد، از `escape from + place/danger` استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— گریختن از چیزی

