escort
B1اسم/US /ɛskˈɔrt/ ĕsk-ÔRT; UK /ɛskˈɔrt/ ĕsk-ÔRT/
اسکورت کردن، بدرقه کردن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
escort یعنی اسکورت کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اسکورت کردن، بدرقه کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.