فردی از برخی مردمان بومی نواحی قطبی که در گذشته با عنوانی کلی و قدیمی شناخته میشدند.
مثالهای طبیعی
The archive described her grandfather as an Eskimo.
در اسناد بایگانی، پدربزرگ او را «اسکیمو» توصیف کرده بودند.
The curator removed Eskimo from the exhibit label.
مسئول موزه واژهٔ «اسکیمو» را از برچسب نمایشگاه حذف کرد.
Older books often grouped different peoples as Eskimos.
کتابهای قدیمی اغلب مردمان مختلف را زیر عنوان «اسکیموها» دستهبندی میکردند.
نکتهٔ کاربردی
این اصطلاح بهویژه در کانادا و گرینلند غالباً منسوخ یا توهینآمیز شمرده میشود؛ ترجیح نامها در جوامع مختلف، از جمله در آلاسکا، متفاوت است. هرجا دقیق و درست باشد، از Inuit، Yupik، Iñupiat یا نام ترجیحی همان جامعه استفاده کنید.
