معنی ۱neutral · 85%
لولهای ماهیچهای که غذا و نوشیدنی بلعیدهشده را از گلو به معده میرساند.
مثالهای طبیعی
The doctor examined her esophagus after swallowing became painful.
بعد از اینکه بلعیدن برای او دردناک شد، پزشک مریاش را معاینه کرد.
Food travels down the esophagus into the stomach.
غذا از راه مری به معده میرود.
Acid reflux can irritate the lining of the esophagus.
بازگشت اسید معده میتواند پوشش داخلی مری را تحریک کند.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی بریتانیایی oesophagus رایج است و در انگلیسی آمریکایی esophagus املای معیار به شمار میآید.
