جمعآوری مخفیانهٔ اطلاعات دربارهٔ یک دولت یا سازمان، بهویژه به سود طرف مقابل.
مثالهای طبیعی
The diplomat was accused of espionage.
آن دیپلمات به جاسوسی متهم شد.
Industrial espionage cost the company several valuable designs.
جاسوسی صنعتی باعث شد شرکت چند طرح ارزشمندش را از دست بدهد.
During the war, espionage shaped crucial military decisions.
در طول جنگ، جاسوسی بر تصمیمهای حیاتی نظامی تأثیر گذاشت.
نکتهٔ کاربردی
در بافت حقوقی معمولاً accused of espionage میگویند، نه accused for espionage؛ صفت industrial نیز نشان میدهد موضوع اسرار تجاری است. برای شمردن موارد مشخص، از an act of espionage استفاده کنید.
