آشکارا از یک باور، اصل یا آرمان حمایت کردن یا آن را پذیرفتن.
مثالهای طبیعی
The candidate espoused greater transparency in public spending.
آن نامزد انتخاباتی از شفافیت بیشتر در هزینههای عمومی حمایت کرد.
Her essay espouses a radically different view of education.
مقالهٔ او از دیدگاهی کاملاً متفاوت دربارهٔ آموزش دفاع میکند.
Why espouse equality while maintaining unequal pay?
چرا در حالی که دستمزدهای نابرابر را حفظ میکنید، از برابری دم میزنید؟
نکتهٔ کاربردی
معنای قدیمی مرتبط با ازدواج در انگلیسی روزمرهٔ امروزی رایج نیست.
