espy
C2اسم/US /ˈɛspiː/ ĔSP-ē; UK /ˈɛspiː/ ĔSP-ē/
دیدهبانی کردن
JadoLearn Dictionary
معنی espy به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دیدهبانی کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پیدا کردن، کشف کردن، مکشوف کردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
ابسنت؛ نوشیدنی الکلی سبزرنگ
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.