establish
B1اسم/US /ɪstˈæblɪʃ/ ĭst-ĂBL-ĭsh; UK /ɪstˈæblɪʃ/ ĭst-ĂBL-ĭsh/
تاسیس کردن، تاسیس نمودن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
establish یعنی تاسیس کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تاسیس کردن، تاسیس نمودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.