یاد یا آوازهٔ کسی یا چیزی را چنان ماندگار کردن که برای زمانی بسیار طولانی فراموش نشود.
مثالهای طبیعی
The poet hoped to eternize her name in verse.
شاعر امید داشت نام او را در شعرهایش جاودانه کند.
The monument eternizes the explorers’ courage.
این بنای یادبود شجاعت کاوشگران را جاودانه میسازد.
She wanted to eternize one fleeting moment.
او میخواست لحظهای گذرا را برای همیشه ماندگار کند.
نکتهٔ کاربردی
eternize ادبی است و معنایی قویتر از remember دارد؛ در انگلیسی امروز immortalize رایجتر است.
