معنی ۱neutral · 90%
بهطرزی استثنایی لطیف، سبک یا زیبا، چنانکه تقریباً فرازمینی به نظر میرسد.
مثالهای طبیعی
Her ethereal voice floated above the orchestra.
صدای اثیری او بر فراز آوای ارکستر شناور بود.
The valley looked ethereal beneath the morning mist.
دره زیر مه صبحگاهی منظرهای رؤیایی و اثیری داشت.
The second portrait has a more ethereal quality.
پرترهٔ دوم حالوهوایی اثیریتر دارد.
نکتهٔ کاربردی
ethereal معمولاً معنایی استعاری دارد و به این معنی نیست که چیزی واقعاً از جهان دیگری آمده است.
