پژوهشگری که ویژگیها، روابط و رسمهای گروههای مختلف فرهنگی یا قومی را بررسی میکند.
مثالهای طبیعی
An ethnologist explained the origins of the weaving custom.
یک قومشناس ریشههای رسم بافندگی را توضیح داد.
Several ethnologists contributed to the film.
چند قومشناس در ساخت این فیلم مشارکت کردند.
As an ethnologist, he compared marriage customs across communities.
او بهعنوان قومشناس، رسمهای ازدواج را میان جوامع مختلف مقایسه کرد.
نکتهٔ کاربردی
قومشناس بر گروههای فرهنگی و مقایسهٔ آنها تمرکز دارد؛ مردمنگار بهطور خاص توصیفهای دقیق مبتنی بر کار میدانی تهیه میکند.
