مربوط به تلاش برای کنترل تولیدمثل انسانها بر اساس این ادعا که برخی ویژگیهای موروثی مطلوبترند.
مثالهای طبیعی
The archive documents eugenic laws passed decades ago.
این بایگانی قوانین اصلاح نژادیِ تصویبشده در چند دههٔ پیش را ثبت کرده است.
Those restrictions were explicitly eugenic.
آن محدودیتها آشکارا ماهیتی اصلاح نژادی داشتند.
Critics identified eugenic assumptions behind the proposal.
منتقدان فرضهای اصلاح نژادیِ پشت این پیشنهاد را شناسایی کردند.
نکتهٔ کاربردی
این اصطلاح پیشینهای آمیخته با اجبار و تبعیض دارد. هر اقدام معمول پزشکی در حوزهٔ ژنتیک لزوماً اصلاح نژادی محسوب نمیشود.
