بررسی دقیق چیزی برای سنجش میزان خوبی، سودمندی یا موفقیت آن
مثالهای طبیعی
The panel will evaluate each proposal on cost.
هیئت داوری هر پیشنهاد را بر اساس هزینه ارزیابی خواهد کرد.
We evaluated the training after six weeks.
پس از شش هفته دورهٔ آموزشی را ارزیابی کردیم.
Teachers are evaluating students’ progress this term.
معلمان در این نیمسال در حال ارزیابی پیشرفت دانشآموزان هستند.
نکتهٔ کاربردی
پس از evaluate مفعول مستقیم میآید؛ ارزیابی معمولاً با بررسی شواهد یا معیارهای ازپیشتعیینشده همراه است.
