کسی که مسیحیت را آشکارا تبلیغ میکند و دیگران را به مسیحی شدن دعوت میکند.
مثالهای طبیعی
An evangelist spoke to the crowd about faith.
یک مبلّغ مسیحیت دربارهٔ ایمان برای جمعیت سخنرانی کرد.
The church invited two evangelists to speak next month.
کلیسا دو مبلّغ مسیحیت را دعوت کرد تا ماه آینده سخنرانی کنند.
Her grandfather worked as an evangelist for decades.
پدربزرگ او چندین دهه بهعنوان مبلّغ مسیحیت فعالیت کرده بود.
نکتهٔ کاربردی
برای معرفی نقش فرد میتوان گفت work as an evangelist یا a Christian evangelist؛ صفت evangelical معمولاً گرایش یا گروه دینی را توصیف میکند، نه خودِ شخص را. در عنوانهایی مانند John the Evangelist، حرف اول واژه بزرگ نوشته میشود.
