معنی ۱neutral · 87%
فرایندی که طی آن مایع به گاز تبدیل میشود
مثالهای طبیعی
Evaporation helps wet clothes dry on a sunny day.
تبخیر باعث میشود لباسهای خیس در یک روز آفتابی خشک شوند.
The pond lost water through evaporation during summer.
آب برکه در تابستان بر اثر تبخیر کم شد.
Cover the pot to slow evaporation.
برای کندکردن تبخیر، درِ قابلمه را بگذارید.
نکتهٔ کاربردی
تبخیر در دمای کمتر از نقطهٔ جوش هم رخ میدهد و لزوماً بخار قابلدیدن تولید نمیکند.
